گاه نوشته ها

نقش لبخند فروشندگان را به عنوان جزیی از چاشنی فروش، می‌توان در نوع زمان خدمات،‌ نظم خدمات،‌ زبان بدن فروشنده و تحویل‌دهنده،‌ چیدمان کالا در ویترین و دادن آگاهی از مزایایی سبد محصولی باز تعریف شود.
مانع آفرینی در سازمانهای فروش
چهارشنبه, 10 مرداد 1397 / Published in مدیریت تیم های فروش
در سازمان‌های فروش، معمولاً روی کارتیمی بسیار تأکیدمی گردد، تعارض نقش‌ها،تفاوت شخصیت‌ها، تعارض منافع، معمولاً محل و بستر شکل‌گیری، مانع‌های آشکار و پنهان در سازمان فروش است.
شنبه, 06 مرداد 1397 / Published in مدیریت تیم های فروش
سرپرست فروش،به کسی می‌گویند که وظیفه سازمان‌دهی، سامان‌دهی، برنامه‌ریزی، هدایت و کنترل و مسئولیت‌پذیری چند نفر فروشنده را بر عهده دارد. سرپرست فروش در شرکت‌های و سازمان‌های پخش معنا و مفهوم یکسانی را دارد.
یکی از بزرگ‌ترین چالش شرکت‌های پخش و تأمین سبد کالا برای مشتریان، در زمانی ست که سبد کالا ناقص می‌گردد و تو نمی‌دانی که قرار است چه اتفاقاتی رخ دهد، استرس زیادی را باید تحمل‌کنی، اگر سابقه زیادی در صنعت پخش دارید، احتمالاً با انواع قرص‌های کاهش تنش، فشارخون، مسکن‌ها آشنا هستید. مسائل و مشکلات امروز
فروش از زمانی آغاز می‌شود که مشتری می‌گوید نه…این جمله چه تصوری در ذهن شما ایجاد میکند؟ یک فروشنده پرور، بی‌ادب، سمج، کنه، عوضی یا یک فروشنده بی‌دست‌وپا و بی‌اعتماد به نفس و سربه‌زیر که دائم موس‌موس می‌کند که از شما سفارش بگیرد. یا یک فروشنده، با آن لبخند مصنوعی و مضحکش که می‌گوید، چطوری حسین
تعویض‌ روغنی اکبر آقا و در س های از مشتری مداری به زبان ساده
پنجشنبه, 28 تیر 1397 / Published in دست نوشته های یک مدیر فروش
چند سالی است که برای تعویض روغن ماشین پیش اکبر آقا می‌روم. تقریباً 42 سال سن دارد. با لباس فرم مرتب و دستمال تمیزی که همیشه تو جیبش است. هر چند اکثر مواقع سرش شلوغ هست، ولی خیلی سریع مشتریانش رو راه میندازه. وقتی‌که مراجعه می‌کنی، سریع دفترچه رو ازت میگیره و قبل از اینکه
پیر عاشق
سه شنبه, 26 تیر 1397 / Published in دست نوشته های یک مدیر فروش
در فروش بایدعاشق کارتان باشید، این پیام عاشق دل سوخته است،که فروشندگی رو عاشقی می داند، نه بردگی
آقای مدیر لطفاً کوپن مرا نسوزان
شنبه, 23 تیر 1397 / Published in مدیریت تیم های فروش
آقای مدیر لطفاً کوپن مرا نسوزان: این نوشته از سری داستان‌های  سرپرستان فروش در سازمان‌های پخش و توزیع می‌باشد. احمد، روزهای اولی که به‌عنوان یک ویزیتور به سازمان مراجعه کرده بود را به یاد می‌آورد، جوانکی ساده، کمی عجول و با کمی ته‌ریش روی صندلی در سالن شرکت نشسته بود. قرار بود، در آن روز
سه اپیزود- نازنین نگران نباش
چهارشنبه, 20 تیر 1397 / Published in دست نوشته های یک مدیر فروش
اپیزود اول:   برخی از روزها در فروش واقعاً کُشنده است، انگار قرار نیست، کسی امروز با تو همراهی کند، از زمین و زمان مشکلات می‌بارد، این روزها مشتریان پرتوقع شده‌اند، حتی وقتی جنسی هم سفارش نمی‌دهند، انتظار دارند، مثل روزهای خوب فروش تحویلشان بگیری. اول صبح با خمودگی، واقعاً کلافه کننده است، توی هوای
واژه به نام سمینار
یکشنبه, 17 تیر 1397 / Published in دست نوشته های یک مدیر فروش
واژه‌ای به نام سمینار این روزها که تب انواع سمینارها دوباره اوج گرفته، با ارسال پیامک، ایمیل، زنگ و هزار کوفت و زهرمار سعی در ثبت‌نام دریکی از این سمینارها را دارند. دست‌آخر که، از دست همه این‌ها فرار کردی، یک نامه روی کارتابلت چشمک می زند، که فلان روز جهت شرکت در فلان سمینار
بالای صفحه
دوره های آموزشی و مشاوره تخصصی در صنعت پخش محصولات غذاییدرخواست مشاوره
+ +