داری سقوط می کنی کاپیتان
بازاریابی و فروش 27 ژوئن 2018

داری سقوط می کنی کاپیتان

 

این مطلب باهدف تأکید بر صریح صحبت کردن مسائل سازمان به مدیران تصمیم گیر نوشته‌شده است،  جنس این مطلب از نوع ذکر تجربه در این نوع مشاوره‌ها است.

 

در سال‌های اخیر که از نزدیک شاهد جذب مشاوره های برای سازمان فروش بودم،  اکثراً، یا از منسوبین به افراد خاصی بودند،که جذب ایشان در رابطه رفع مسائل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی سازمان بوده است، ویا نوردیده مدیر عامل سازمان و نظرکرده او بودند.اما کمترین بهره از دانش مشاوره و مربی گری را در چنته داشتند.

 

اوایل، که آشناتر نبودم، به‌محض اینکه مشاوری از راه می‌رسید و از ما در خصوص حل مسائل سازمان نظر و پیشنهاد می‌خواست، چنان با آب‌وتاب و حرص ولع، به شمردن نقاط ضعف سازمان و مسائل پیش روی آن می‌کردم، تا پاسی از شب و روزهای تعطیل هم برای کمک به تحلیل سازمان  و کمک به مشاور می‌ماندم.

 

در اکثر اوقات فایل‌های بسیار زیبا و تحلیل‌های بسیار ارزشمند تهیه می‌شد، ولی خروجی(اثر گذاری روی سازمان) بسیار پایینی داشت و کم به وادی فراموشی سپرده می‌شد.

 

بعدها در مراجعات بعدی که مشاورین سازمان مراجعه می‌کردند، این انرژی تحلیل می‌رفت و گاها به سمت نق ونوق پیش می‌رفت. که بخش سیاه نمایی مسائل پیش رویی سازمان،  از ارائه راهکار بیشتر خود نمایی می کرد.

 

بعدها با خود فکر می‌کردم، که چرا این برنامه‌ها اجرایی نمی‌شود و یا کمتر اجرایی می‌شود، به مسائلی از قبیل نداشتن انگیزه منابع انسانی، اجرایی نبودن طرح‌ها، نداشتن ابزار و امکانات برای اجرای آن‌ها و … فکر می‌کردم.

 

تا اینکه به تجربه به این نکته رسیدم، که مدیران ارشد سازمانی، سهم بسزایی در موفقیت طرح‌های تحول سازمانی دارند.

 این کار را،  با ایجاد محیط شاد و انگیزه‌بخش در زمان تغییرات، حمایت از افرادی که به دنبال تغییر هستند، ایجاد گروه‌های کاری و شرکت مؤثر در این گروه ها انجام می دهند.

 

اما چرا مشاورین سازمان، نقش این مدیران را کم‌رنگ و نقش مسائل داخلی و یا خارجی سازمان را پررنگ‌تر نشان می‌دهند.

 

راستش مدیرعاملی که نه تیم داری بلد است، نه تیمارداری منابع انسانی، چگونه می‌تواند پیشرو در تغییرات، رفع نقاط ضعف و بهبود عارضه‌های سازمانی  خودش باشد.

 

ارزیابی اولیه مشاور سازمان از ساختار سیستم مدیریت می‌تواند، نقشِ مؤثر و مهم مدیرعامل را در رفع عوارض سازمان بهتر مشخص نماید.

 

که بخشی از این ارزیابی های می‌توان شامل موارد ذیل باشد:

 

1-ساختار حسابداری داخلی و مدیریت.

 

2- دانش مدیریت در ارتباط بازاریابی درونی و بیرونی سازمان.

 

3-گزارش‌ها درخواستی و ارسالی به واحد مدیریت.

 

4-رابطه مدیریت ارشد سازمانی با زیر لایه‌های سازمان.

 

5- نوع الگوی مدیریت سازمان.

 

اما چرا برخی از مشاورین سازمانی، از بازگو کردن بدون پرده و صریح مشکلات سازمانی، که خود مدیر ارشد سازمان در ایجاد آنها نقش داشته کوتاهی می‌کنند.

 

برخی از دلایل این کوتاهی شامل:

 

1-ترس از ادامه ندادن قرارداد با مشاور  و یا کارشکنی در پرداخت حق‌الزحمه توسط مدیر ارشد سازمان.

 

2-نداشتن مهارت  مشاور در بازگو کردن غیرمستقیم مسائل سازمان به مدیریت ارشد.

 

3-دانش زیاد و مهارت کم مشاور در  انتقال تجربیات به گروههای ذینفع سازمان.

 

4-ترس از برداشت اشتباه و عجولانه تحلیل های خود در مسائل سازمان.

 

5- نداشتن اعتماد به نفس در مشاوره سازمان.

 

می توان اشاره کرد.

 

امیدوارم دیدن این ویدئو، در اهمیت صریح صحبت کردن مسائل سازمان به مدیران ارشدسازمان، به عنوان سکان‌داران سازمان و توسعه چشم‌انداز مشاوره سازمانی کمک نماید.

 

ویدئویی تأمل برانگیز برای متخصصین و مدیران دکتر امیر ناظمی استادیار مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور به موضوع نقش فرهنگ در حرکت جوامع به سوی موفقیت یا شکست می پردازد.

 

 

 

 

لینک کوتاه شده مطلب:https://goo.gl/7Jk9RK

مطالب مرتبط

0 دیگاه

ارسال دیگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای مورد نیاز علامتگذاری شده اند *